دیدم حالمو اون پرواز لعنتی داغون کرد
پرواز تهران یاسوج
بعضی حرف ها رو اگه نزنی دیگه نمی تونی بزنی
و من خیلی اشتباه کردم اونروز رو که دوستم در مورد احساسش بهم گفت و من به خیال بعضی مسائل هیچ جوابی ندادم اما بارها و بارها خواستم لااقل کمی در مورد احساس متقابلم به رفیقم بگم..اما...نگفتم... و حالا در صندوقچه دلم موند
بعد از اون روز و اون پرواز لعنتی فهمیدم اگه کسیو دوست دارید یا لااقل احساس خوبی بهش دارید رو باید بهش بگید
بگید تا وقتی دیر نشده
تا وقتی مهلت دارید
حالا من اون دنیا اونو کجا پیداش کنم و بهش بگم منم بهترین روزها رو داشتم با خاطرات تو
نه
با خاطرات یک صعور بی بازگشت
چه گریه ها که برایت نکردم

چه دعاها
چه فایده
ما انسان هایمرده پرستی هستیم عزیز
ما زنده ها را یادمون می ره...
هیچ چیزی بدتر از آدمیزاد نیست که قراره بره و هیچی جز خاطره ش نمونه
مگه داغون و دل پریش تر از این می شد
نوشته هایم هم هرچه برایش نوشتم تقدیم وجود نازنینش که فکر نمی کردم تواون پرواز لعنتی در دنا به سوی ابدیت پرواز کنه و جاودانه بشه...
من گنگ
من نگو
یوکابد...
( پرواز تهران یاسوج لعنتی ATR:THR---YSJ)
برچسب:
نویسنده: امیر اسدیپور