پشت پرده - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 9:20
 خودمم نمی فهمم چی میگم احتیاج به تغییر دارمیوکابد کمربندتو ببند...
آنچه باید درباره یوکابد بدانید - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 9:20
یادم اومد چه شاعر لطیفی دخترک هفت ساله ای که روی ثانیه های زلال تاب می خورد ... برای همسرم دفتری نوشته بودم..همسری که هنوز نبود و دفتر شعرم رو همون اول بهش تقدیم کرده بودم..حالا اما باید می دویدم تا گوشیمو از پسرک هفت ساله ام بگیرم خندیدم یادم اومد می تونستم مادر شاعری باشم اما نمی شد شاعری باشم که ...
گزارشی از یار دبستان - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 9:20
همه دنیا پخش شدیمکل قاره های روی زمینو گرفتیمسه تا کلاس بیست نفرهآرزومندم همشون زنده و تندرست باشندیشب واقعنی داشتم به دورهمی که قراره به زودی بذاریم فکر می کردم...   یعنی من چی بپوشم بعد بیست و خورده ای سال
افشای جزئیات حسین آقا دلش دل بود - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 9:20
یوکابددلنوشته هایی که باید بگویم تا آرام شوم..اما فقط به خودم، یوکابدحسین آقا دلش دل بود
اندکی صبر... در کانون توجه - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 9:20
یوکابددلنوشته هایی که باید بگویم تا آرام شوم..اما فقط به خودم، یوکابداندکی صبر...
بررسی یوکابد سلام من برگشتم - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 9:20
دیدم حالمو اون پرواز لعنتی داغون کردپرواز تهران یاسوجبعضی حرف ها رو اگه نزنی دیگه نمی تونی بزنیو من خیلی اشتباه کردم اونروز رو که دوستم در مورد احساسش بهم گفت و من به خیال بعضی مسائل هیچ جوابی ندادم اما بارها و بارها خواستم لااقل کمی در مورد احساس متقابلم به رفیقم بگم..اما...نگفتم... و حالا در صندوق...
احساس بهتر در مقابل صبر برای حال خوب داشتن در کانون توجه - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 9:20
وقتی تحملش برات سخته و دردناکاونوقته که می سپریش به سرانجامتبه اینکه خودش هرجوری می خواد این گرد استرس و نا آرومی خودش بشینه ، عین گرد و غباری که روی خوزستانهباید بارون بباره تا بره ، اما وقتی منتظر بارونی و نباره بیشر داغون می شیمی فهمونتت که باید بسپری به خودش، خودش تا هر وقت خواست برات درستش کنهک...
یوکابد سلام من برگشتم - تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 18:53
تاریخچه پست هامو که نگاه کردم دیدم از روز قبل از اون پرواز لعنتی تا حالا تقریبا (بدون اون پست حسین آقا البته) هیچی ننوشتم... دیدم حالمو اون پرواز لعنتی داغون کرد پرواز تهران یاسوج بعضی حرف ها رو اگه ن
احساس بهتر در مقابل صبر برای حال خوب داشتن - تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 18:53
دیگه وقتی ببری و برات همه چی تموم بشه وقتی تحملش برات سخته و دردناک اونوقته که می سپریش به سرانجامت به اینکه خودش هرجوری می خواد این گرد استرس و نا آرومی خودش بشینه ، عین گرد و غباری که روی خوزستانه ب
یوکابد - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 13:04
دیروز وقتی می دویدم تا گوشیمو از دست پسرکم بگیرم و خیلی طول کشید از بس فرز بود ، یادم افتاد قبل از اینکه بچه دار بشم شاعر بودم .. خندیدم یادم اومد چه شاعر لطیفیxa0دخترک هفت ساله ای که روی ثانیه های زلال تاب می خورد ... xa0برای همسرم دفتری نوش
یار دبستان - تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 13:04
xa0یکی از بچه های دوران دبستان یه گروه ساخته الان حدودا 22 نفر شدیمxa0 همه دنیا پخش شدیم کل قاره های روی زمینو گرفتیم سه تا کلاس بیست نفره آرزومندم همشون زنده و تندرست باشن دیشب واقعنی داشتم به دورهمی که قراره به زودی بذاریم فکر می کردم...
بسم الله - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 11:15
سلام و بسم الله و دلگرمی و درد دل دخترکی که نه پدر داشت و نه خواهر و نه دختری که بتواند برایش درد دل کند... بنابراینxa0 مجبور به ثبت وبلاگی شد تا با خودش درد دل کنه نکنه کمتر مامانش ناراحتیشو حس کنه اون دختره که خدا هم باباشو ازش گرفت وxa0 هم خواهر
تنهایی و وسیع و سر به زیر و سخت - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 11:15
امروز همایش بود با همکارا رفته بودیم برگشتنی به این نتیجه رسیدم که خیلی تنهام... حالا می دونم که اگه خدا سه تا دختر هم بهم داده بود همین بود بی کسی به تعداد دختر دار بودن نیست بی کسی به بابا داشتن نیست و به خواهر داشتن اما خدایی خیلی سخته از د
تکیه گاه - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 11:15
کم کم دارم یاد می گیرم که تکیه گاهم فقط خدا باشه همین هم که نوشتم کم کم خیلیه ها یادته چقدر سخت بود و چه فشارها بهم اومد..هر جایی رسیدم دنبال تکیه گاه بودم ، بعد ها فکر کردم همسرم تکیه گاهمه اما اونم ابتدا با حرکاتش و بعد هم مختصر و مفید گفت که
پایان نامه - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 11:15
حالا آدم دو تا بچه داشته باشه و سر کار هم بره و بخواد همسر نمونه و مادر مهربون و دختر خوبی برا مامانش باشه فکر کنم خوبه و یه چیز ساده تریه نسبت به اینکه: بخوای بری مجدد بعد چند سال ادامه تحصیل بدی و وسط ادامه تحصیل دادنات بعد چند سال یه نی نی گ
یه شب سخت - تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 11:15
دیروز طبق معمول اهنگ رفتن کرد........................................................ نوشتم اما همه رو پاک کردم اون چیز بمونه تو صندوقچه دلم تاxa0 خدا خودش درست کنه بالاخره در همیشه روی یه پاشنه نمی چرخه، نمی چرخه یوکابد دیدی که چطور نیل بچه ت رو بهت برگردوند.......برمی گردونهxa0 یوکابد عجیب حال غری...