خرید بک لینک
کم کم دارم یاد می گیرم که تکیه گاهم فقط خدا باشه

همین هم که نوشتم کم کم خیلیه ها

یادته چقدر سخت بود و چه فشارها بهم اومد..هر جایی رسیدم دنبال تکیه گاه بودم ، بعد ها فکر کردم همسرم تکیه گاهمه اما اونم ابتدا با حرکاتش و بعد هم مختصر و مفید گفت که بهم تکیه نکن و رو پا خودت باش و از خودت و حقوقت دفاع کن..عملا موندم تو یه کویر سر وحشیچون بارها شده بود که من بخاطر اون حتی مقابل عموم و..هم وایساده بودم-با اینکه حرفشون حق بود-بالاخره بهم فهموند که همینی هست که هست و تو خودت می دونی و اخلاق خودت

بیشتر پناه و تکیه گاه بودم تا کسی پناهم باشه

نمی دونم به کجا می رسه اما حتم دارم اخلاقم عوض خواهد شد که البته شده و حتم دارم در راه تعالی خداوندم بهم کمک خواهد کرد

خودم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:49  توسط یوکابد |

برچسب: نویسنده: امیر اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1396 ساعت: 11:15

صفحه بندی